حافظ :
اگر آن ترك شيرازي به دست آرد دل ما را
به خال هندويش بخشم سمرقند و بخارا را
جواب امير نظام گروسي عارف و شاعر كردستان به حافظ :
اگر آن كرد گروسي به دست آرد دل ما را
بدو بخشم تن و جان و سر و پا را
جوانمردي به آن باشد كه ملك خويشتن بخشي
نه چون حافظ كه مي بخشد سمرقند و بخارا را
جواب دكتر انوشه به امير نظام گروسي :
اگر آن مهرخ تهران به دست آرد دل ِ ما را
به لبخند ترش بخشم تمام ِ روح و معنا را
سرو دست و تن و پا را به خاك گور مي بخشند
نه بر آن مه لقاي ما كه شور افكنده دنيا را
« حضرت غم»
« حضرت غم»
هر روز کربلاست ؛همیشه محرم است
یعنی پیغمبر دل ما حضرت غم است
آنجا هوا چگونه پر از ابر می شود
اینجا همیشه حنجره با بغض توام است
یعنی چگونه می شود از آسمان گذشت
وقتی برای پنجره ها عشق مبهم است
وقتی به جرم بال زدن سنگ می خوریم
وقتی برای «گم نشدن» آسمان کم است
امشب تو می روی و من احساس می کنم
دیگر زمان برای نوشتن فراهم است
حوا شبی به روح خودش می رسد ولی
تنها کسی که کشف نخواهد شد،آدم است
صل الله علیک یا اباعبدالله الحسین (ع)
باز محرم رسيد، شهر سيه پوش توست
دل ، نگران رنج خواهر مظلوم توست
يه روز تو زندگيم بودي همينجا رو به روم بودي اما آرزوم نبودي !
فكر مي كردم از آسمون بايد بياد يه روزي اون تا آرزوم بشه تموم !
يه اشتباهي كردمو دل ِ تو رو شكستمو نميبخشم خودمو
حالا پشيمون شدمو ميخوام تو باشي پيشمو حق داري كه نبخشي !
شرمندتم كه ستاره داشتمو دنبال ِ اون مي گشتمو شاكي از اين بودم كه من ستاره اي ندارم !
ستاره بود تو مشتمو تكيه ميداد به پشتمو احساسشو ميكشتمو احساست رو مي كشتم
دلـم بـرای کـسـی تـنـگ اسـت
که چـشـمـهـای قـشـنـگـش را
به عـمـق آبـی دریـای واژگـون می دوخـت
دلـم بـرای کـسـی تـنـگ اسـت
که مرا بین غریبه ها تنها گذاشت
دلـم بـرای کـسـی تـنـگ اسـت
که تـا شمال تـریـن ِ شمال بـا من نیامد
و در جـنـوب تـریـن ِ جـنـوب بـا من نبـود
کسی که بـا من نمانـد
کسی که بـا من نیست
کسی که نمی خواست با من باشد !
فراموشي !
تو رو از خاطرم برده ، تب ِ تلخ ِ فراموشي !
دارم خو مي كنم با اين ، فراموشي و خاموشي !
چرا چشم ِ دلم كوره ؟ عصاي ِرفتنم سسته !
كدوم موج ِ پريشوني تو رو از ذهن ِ من شُسته ؟
خدايا فاصله ات تا من ،خودت گفتي كه كوتاهه
از اينجا كه من ايستادم ، چقدر تا آسمون راهه !
من از تكرار بيزارم ، از اين لبخند ِ پژمرده
از اين احساس ِ يأسي كه تو رو از خاطرم برده
به تاريكي گرفتارم ، شبم گم كرده مهتاب رو
بگير از چشماي كورم عذاب ِ كهنه ي خواب رو
چرا گريه ام نمي گيره ؟ مگه قلب ِ من از سنگه ؟
خدايا من كجا ميرم ؟ كجاي ِجاده دلتنگه ؟
مي خوام عاشق بشم اما ،تب ِ دنيا نميذاره
سر ِ راهه بهشت ِمن ، درخت ِ سيب ميكاره !
باور ندارم !
از پشت شيشه مي ديدم
دستاش توي دست ِ تو بود !
ديگه بهم دروغ نگو
نگو پيشت كسي نبود !
نگو كه باور ندارم
حرفاي عاشقونت رو
جمع كن ببر از دل ِ من
اون عشق ِ بچه گونت رو
برات يه بازيچه بودم
تو لحظه هاي بي كسي
گفتي فقط من رو داري
دل نميدي به هيچكسي !
اما فراموشت شده
حرفايي كه بهم زدي
گفتي به من عشق ِ مني !
ديدي به من نارو زدي ؟!
براي رفتن از پيشم
چقدر هراسونه دلت
مگه مي خواي كجا بري ؟
اينجوري گريونه چشمت ؟
اگه نميدوني ، بدون ...
دلم شكسته از دلت ...
نفرين قلب ِ عاشقم
هميشه هست پشت ِ سرت
....
كلاس "NLP"
تعاريف متعددي(با توجه به حوزه کاربرد) از ان ال پي صورت گرفته است که دو تعريف نسبتا کامل و مورد پذيريش را به عرض ميرسانم.
تعريف شماره يک:
ان
ال پي فرايندي است جهت از بين بردن الگوها، ذهنيتها، عادتها و رفتارهاي
نادرست و جايگزين کردن آنها با الگوهاي، ذهنيتها و رفتارهاي تعالي بخش با
استفاده از قابليتهاي سيستم عصبي(ذهن خودآگاه و ناخودآگاه(، سيستمهاي ارائه و دريافت(حسهاي پنجگانه) و قابليتهاي کلامي و برنامهريزي مناسب.
تعريف شماره دو:
ان ال پي فرايندي است که تشريح مينمايد: ما چگونه فکر ميکنيم(Neuro )، چگونه به صورت کلامي يا غير کلامي ارتباط برقرار ميکنيم(linguistic ) و الگوها رفتاري و احساسي ما چيستند(programs ) ميپردازد. آنها را بررسي مينمايد و تغييراتي را در راستاي اهدافي مشخص ايجاد مينمايد.
با سلام خدمت همه ي دوستان ِعزيزم
جلسه ي معارفه ي رايگان ِ آقاي دكتر زرگري (استاد دانشگاه تهران و شهيد بهشتي )كه در رابطه با "ان ال پي " مي باشد روز ِ سه شنبه 21 مهر ساعت 10 تا 12 ظهر واقع در پارك قيطريه ، فرهنگسراي ملل ، سالن شيشه اي تشكيل مي گردد .
به همه ي دوستان ِ عزيز تهراني كه خواستار تغيير در زندگيشون هستن پيشنهاد مي كنم در اين جلسه معارفه شركت و در كلاس ها ثبت نام كنن .
اگر اطلاعات بيشتري در اين زمينه خواستاريد لطفا كامنت بگذاريد در اسرع وقت جواب خواهم داد .
موفق باشيد و شاد .
پ ن : در ضمن من خودم هم در كلاس "NLP" آقاي دكتر زرگري شركت كردم كه واقعا برام مفيد بوده ، يعني زندگيم 180 درجه تغيير كرده !!! به خاطر همين تو وبلاگم تبليغ اين كلاس رو كردم ....
خوشبختي .

اكنون مقدّر شده است كه " خوشبخت " باشم .